عدهای از دوستان از انتخابات این دوره ناراحت شدند و فریادشان برای تخلفات، تقلبات و تسلبات اتفاق افتاده به آسمان رفت. غافل از اینکه گویی یادشان رفته ما برای مهیا کردن حکومت منجی آماده شدیم. ساختار را درست کنید:
این روزها بیشتر به تاریخ صدر اسلام سر میزنم و سعی میکنم درد و رنج خود را مقیاس بدهم، تا بدانم برایم هیچ اتفاقی نیافتاده در مقابل اتفاقات صدر اسلام. امروز به مطلبی رسیدم که قبلا تنها بخشی از آن را شنیده بودم: شنیده بودم پیامبر از حرف شخصی دلگیر شده بود و خداوند بهخاطر دل پیامبر آیه تحریم نازل کرده بود. اما اکنون که همه ماجرا را خواندم دیدم مصیبتهای اهل البیت کم نبوده. مطلب را عینا از وبلاگ رافضی نقل میکنم:
با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟
من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟(علی ع)
همسرم را هفته پیش از دست دادم. حالا مرد این خانه تنها مینویسد:
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی وقت است چیزی ننوشتهایم در این خانه. بلایی بزرگ و سهمگین خانواده کوچک ما را از جا تکان داده. متاسفانه در حال از دست دادن همسرم هستم. برای خودم و شما مینویسم شاید وقتی شما هم به ابتلائات سنگین زندگیتان رسیدید این متن کوتاه کمکتان کند.
نمیدونم حق کجاست باطل کجاست. مدیران محترم و مسئولین عزیز واقعا پیداست که با چه دلسوزی پیگیر کوچکترین حرکات افراد در جامعه هستن.
ازین ور یه موجود کثیف و رذل رو با نفهمی تمام راه میدن تو کشور از طرف دیگه نیروهای ناب رو میفرستن زندان.
پورن استار نجس به اسم آرایشگر با نام دیگری با حماقت مسئولین کنسولگری و وزارت راحت اومده اینجا اونوقت ورزشکارای ما ویزای ورزشی هم نمیتونن بگیرن. سفارت اونا هفت جد و آباد مردم رو درمیاره تا ویزا بده اینجا دروازه رو باز گذاشتن گله گله بره و بیاد. طویله هم در و پیکر داره. گرگه هم میخواست بره تو خونه شنگول منگول دستاشو سفید کرد. اینا انتظار دارن هرکی میخواد بیاد با صداقت برخورد کنه و اگر راست نگفت دیگه آقایون مسئول نیستن که پیگیری کنن. مدیونید اگر توقع زیاد داشته باشید از مسئولین!!! البته اون بیچارهها هم صداقت دارن. صداقت برجام آمریکایی البته!!!
اونوقت دکتر عباسی که یه حرفی زده اونم وسط جلسه درس و بحث چیز دیگهای هم بوده و آدمای ... یه تیکش رو بریدن، پخش کردن و استاد معذرت خواهی هم کرده رو بازداشت میکنن.
آدم میمونه از این همه دقت مسئولین در ریزترین امور و حرکات و جنبش هر جنبندهای در دقیقهها و ثانیهها...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- لینکی از خبرای اون زن بی صفت نذاشتم که بازدیداش نره بالا.
2- طرف رفته گفته تو خیابونای ایران خیلی از دخترا شبیه ما ستارههای پورن بودن!!! جان عزیزتون بفهمید دارید تو زمین کی بازی میکنید.
3- راجب شبهات و توضیحات مبحث دکتر عباسی هم در پایگاههای خودشون مطالب و روشنگریها زیاد هست. حال مساعدی ندارم معذورم از لینکدهیهای منظم. نقدا به اینجا رجوع کنید.
4- خلط مبحث نکردم. میدونم دو تا موضوع جداست. همینجوری گفتم بدونیم.
5- خدا لعنت کنه ریشه کنان و حفظ کنه دلسوزان اسلام و نظام رو به برکت صلواتتون.
باز موعد انتخابات رسید، مسئلهای که کشور را زنده و پویا میکند و مردم را از دغدغه خوردوخوراک یک پله بالاتر میآورد. در این نوشته قصد دارم تا موارد جدیدی را که در سیر تکامل اندیشهام به آن رسیدهام بنویسم. و خوب میدانم قلمی که هنوز شیوا و گویا نیست نمیتواند مطلب را منتقل کند. با این وجود تلاش کردهام تا چندقاعده و قانون را بیان کرده و شهود خود را پیرامون نحوه صحیح کشورداری در اسلام بنویسم!
بعد نوشت:1394/12/05
رهبر انقلاب: از ادبیات سیاسی دشمن استفاده نکنیم/ دشمنان انقلاب از روز اول تعبیر «تندرو» و «میانهرو» را استفاده کردند/ از نظر آنها از همه تندروتر، امام بزرگوار بود؛ امروز هم بندهی حقیر را از همه تندروتر میدانند.
1394/12/05
رهبر انقلاب: اسلام طرفدار راه وسط و میانه است اما وسط از نظر قرآن مقابل تندرو نیست، مقابل انحراف است/ تند رفتن در صراط مستقیم چیز بدی نیست/ منظور دشمن از تندرو کسانی است که در انقلاب مصممترند، حزباللهیها را میگویند و میانهرو را کسی میدانند که در برابر آنها تسلیم باشد.
این مدت آنقدر سرمان شلوغ بوده که فقط محفلهای زنانه در این خانه به لطف همسرمان شکلگرفته و فرصتی برای ما پیش نیامده تا مطلبی بنویسیم و یادداشتی از انبوه موّاج اندیشهمان با شما به اشتراک بگذاریم؛ اما نیاز دوستان جوان ما در دانشگاهها و ناراحتی ما بابت نشانی غلط مسئولین باعث شد تا برای فهم این اصطلاحات و مفاهیم چندخطی بنگاریم ولو بدون بهرهگیری از هیچیک از زیباییهای ادبی و هنری و ژورنالیستی.
پس از صحبت امام خامنهای مبنی بر ایجاد کرسیها و اعتراض شدید الحن ایشان[1] مبنی بر عدم اجرای آن در دانشگاهها و حوزهها ارگانهای دولتی لطف فرموده و آییننامههایی برای این امر ایجاد کردند که تقاضا میکنم یک نیمنگاهی به آنها بیاندازید[2][3]. همچنین مقالاتی مجهز به انواع منابع نوشته شد که دانشجو را گیجتر کرد! مشکل اصلی این بود که تعاریف آنها از این اصطلاحات تعریف کاربردی نبود[4] و اصولاً دانشجو فرق این مفاهیم را متوجه نمیشد چه برسد به اینکه بخواهد برگزار کند! از همین رو تصمیم گرفتیم تا برداشت خود را درباره این تعاریف بنویسیم:
میگفت اگر مرد همسایه فوت کند شما برای تسلیت میروید سرجایشان یا تلفن میزنید؟ گفتیم خب میرویم.
گفت برای تسلیت به حضرت زهرا بروید سرجایشان. بروید مجلس روضه. روزی یک بار خود را موظف کنید که بروید مجلس. فایلهای صوتی و شبکههای سیما را جایگزین قدم رنجه کردن نکنید. این رفتن تصلیشان میدهد.
به دوستی گفتم اینجور توصیه کردهاند. گفت رعایت حالتان را کرده!!! میخواهی چیزی نصیبت شود صبح یک مجلس برو، شب یکی!!!
* شیخ شوشتری میفرمایند هر جا خیمه عزایی برپا باشد آنجا تحت القبه است.
برای همه عالمیان دعا کنید. همه...
دروغی که ناشی از حیا باشد؟
یا صداقت وقیحانه؟
استاد پناهیان در جلسات «زندگی در بستر شهادت» در جلسه ششم پیرامون موضوع پیشرفت ظاهری کشورهای «توسعه یافته»(و نه رشدیافته) صحبت میکنند. در باب صداقت غربیها اینطور بیان میکنند که مردم آن کشورها صداقت را از روی نداشتن حسهای اصیل انسانی عرضه میکنند. و این صداقت توام با حق نیست که حکمفرماست.
رفتار دروغ آمیز فرزندی را تصور کنید که بخاطر نوع دینداری والدینش به آنها علاقهای ندارد ولی به روی آنها میخندد و در برابر رفتار ناپسند آنها صبوری میکند!
در مقابل صداقت همسرانی که پیوند خود را به آسانی میشکنند چرا که به شخصی خارج از محیط خانواده میاندیشند و میخواهند چند صباحی طعم او را نیز بچشند!
یادم باشد مراقب نوع صداقتم باشم.
عموما آدم سخت گیری در امورات مادی زندگی نیستم. جایی اگر صحبت از نوع شروع زندگی میشد و من عقایدم رو مطرح میکردم، این صحبت رو میشنیدم که نوبتت برسد مشخص میشود؛ تو خیلی دست پایین میگیری. کم کم باورم شده بود که بله! بنده کم توقعم و دست پایین میگیرم. تا اینکه کتاب "خانواده" را خواندم. همینطور که با کتاب پیش میرفتم متوجه شدم که اگر من با این تفکراتم دختر امام خامنهای بودم ایشون من رو سادهزیست خطاب نمیکردند، شاید متجمل نبودم فقط!
در خلال صحبتهای امام خامنهای در این کتاب اشارهای به این موضوع شده که با چه سطحی از مادیات باید زندگی کرد! اظهر من الشمس است که شروع زندگی ازین سطح پایینتر خواهد بود.
این صحبتها را که خواندم متوجه شدم نمیتوانم آنجور که امامم زندگی میکند باشم. نمیتوانم از خیلی چیزهایی که شاید برای عدهای بدیهیات و ملزومات لاینفک زندگی باشد ولی بطور قطع ملزومات شروع زندگی نیست، بگذرم.